hit counter somsin
*E mail
2 Weblog
%Blogger
somsin


کونده،کس و کونش رو هوا کرده اومده تو ایران زمین...بهش آفر میدیم ...همچین داد می زنه "شما مگه خجالت نمی کشین" که انگار خود مریم مقدس پردش رو نصب کرده
تخم سگ....


3
واقعا به دختر ها ایمان آوردم
تو باور کردن کسشر فوق تخصص دارن
در عوض خالی بستن هاشون در وضعیت اضطراری واقعا ریدن داره .ببخشید دیدن یا شنیدن داره
حالا شما هر جور راحتی من که با ریدن راحت ترم. چیه داری چیو میخونی می خوای چار ساعت در مورد ریدن و چشیدن برات بحث فلسفی کنم


3
.پسر نمی خوای این سنگ ها رو از جلو پات شوت کنی
هوم؟


3
نه بابا من دریای بیکران عشق رو نمی خوام
صدوپنجاه سی سی آب ویه شیشه خالی شیر کاکائو و چند تیکه آت آشغال دیگه واسم کافیه
در و داف امشب رو از قلقلی سامثین دود بگیرین
فردا هم طرف های ظهر باهم خواب دریا رو می بینیم
ok?
من حاضرم تو کی؟


3
وقتی یه چیز رو بفهمی خفه می شی. در غیر این صورت یا نفهمیدی یا عقده ای تشریف دارین


3
...سگ مستی چه فازی میده پسر


3
...یه دختر خوشگل و خوش هیکل
pm plz
این چت هم دنیاییه واسه خودش


3
چقدر بده که هیچی نتونه ارضات کنه


3

.بعله...حقوق بشر تنها برای کیر های آمریکایی است و کس های عراقی را شامل نمی شود
حالم به هم می خوره از هرچی تریپ گذاشتنه مد شده بود دیگه همه از شکنجه و کشته شدن سرباز آمریکایی حقوق بشر دونشون درد گرفته بود حالا که به کس های این اعراب تجاوز به عنف می شه هیچ کس کیرش هم نیست البته که این ها همون عرب هایی هستن که زمان جنگ سوراخ های ایرانی رو می گاییدن وباز هم البته من فکر نمی ...کنم سرباز های امام خمینی هم کس های عراقی رو نگاییدن ولی شعور آمریکایی هم در همین حده
...کیرم تو حلقوم این دنیا

3
آخرین اس ام اس وارده :دوچیز باعث پریدن دختر هاست
دفعه اول بکنیشون
دفعه دوم نکنیشون

3
خیلی باحال بود
آهنگ تورنیدو او سولز از مگا دث توی گوشم بود داشتم حرکات سرم رو با سرعت ریتم دیو تنظیم می کردم ،طبق معمول تو زیبایی وحشیانه ی آهنگ غرق بودم که دیدم زمین هم داره با هام همراهی می کنه حس بسیار رله ای بود مامانم داد زد زلزله داداشم یه ندا داد رفت تو حیاط من داشتم هنوز آهنگ گوش می دادم خودم فکر می کردم ممکنه در این مواقع خیلی بترسم ولی تخمم هم نبود رفتم بیرون دیدم مادرم داره مثل بید میلرزه دختر همسایه هم ازغم نا کام مردگی وسط کوچه پهن شده به مامانم چند تا تیکه ی ملس انداختم اومدم ادامه ی آهنگ اه اگه خونهء داغونمون رو سرمون خراب می شد چی می شد؟ ... امشب به امید زلزله می خوابیم




3


:عصر پنجشنبهء من یعنی
یه باتلاق زلال
یعنی عفونت خوش مزهء ذهن
یعنی بوی خزیدن مار ماده
یعنی خندهء مرطوب
یعنی سیگار های متوالی
یعنی بی حالی
یعنی آرامش بعد از انفجار
یعنی حدئقل جنبش
یعنی آواهای ملایمی که از ذهنم بلند می شن
یعنی نرمی خاک زیر تنم
یعنی عشق به تمام احساسات گم شدم
یعنی نشستن و با خدا ،به خدا خندیدن
یعنی نفس های ولگرد و بد بویی که هر لحظه ممکنه که خیانت بکنن
یعنی فدای هر چی غبار روی خاطرات بشم خود خاطرات به تخمم
یعنی تقسیم سلولی چراغ ها
یعنی هجوم باد بزرگراه واسه خفه کردنم
یعنی حسابی گیج بودنم
یعنی دنیا به معنای واقعی به کیرم
یعنی واسه تک تک ثانیه هاش میمیرم
یعنی دست و پا زدن برای نگه داشتن زمان
یعنی چند لحظه قل قل حباب های روی باتلاق
....وبوی خوش سکوت.....

3
تازه آخرش بفهمی آسانسور خرابه...از اینه کنکور بدم می یاد






















3
خب من می گم یه مدت روی الکل صنعتی بنویسین الکل طبیعی و برعکس



دنبال یه سریال کیلر می گردم نسل آدمای مثل من رو از رو زمین ور داره



همیشه یکی از راه حل ها برای مشکلات انسانی نابود کردن همه ی انسانهاست



کسی مین ضد بیشعور روی تعداد سراغ نداره؟



...بیاین همه بخاطر من خود کشی دسته جمعی



...ته این مسئله هم باید وایسم بگم به کیرم



3
همیشه شاشیدن این ضعیفه ها برام عجیب بوده...اگه یه دفعه برین گاو داری می فهمین چی می گم؟







3



می دونی ....اندازه ی تمام شعوری که یک آفتابه می تونه پیدا کنه
در همین حد و نه بیشتر

3



من
گوشه
کاغذ
قلم
خط خطی
تنهایی
بی حوصلگی
تاریکی
کمرنگی
محو
سرما
لرزیدن
سیگار
رقص دود
بریدن
سیگار
باز سیگار
خیلی سیگار
سرفه
گوزیدن مخ
یک پاکت دیگه سیگار
سنگینی پلک
تحرک=0
سرما
لرزیدن=0
کاغذ
سیگار روشن
آتیش
نور
دود
بو
من
آرزوی مرگ
3xدیازپام
دراز شدن پاها
خواب

3



ببین من گاهی کیریم گاهی کونی
گاهی بامزه امگاهی بی مزه
گاهی میشه تحملم گاهی نمی شه
همینم دیگه
میشه ولم کرد ولی عوضم؟

3



پریروز یکی یه چیزی بهم گفت،که خیلی به تخمم نگرفتم...اما باید حرفش رو به خودش پس بدم:"وقتی هیچی نمی گی مردم بدترین حالت رو حساب می کنن"(از فایت کلاب)...یعنی منم باید مثل تو جار بزنم که بعله ما هم...؟




3
عکس آقا امام زمان در هیبت فضانوردی در حال گشت روزانه

3
از کجا شروع کنم
لابد شما هم وقتی شنیدین مایکل مورمسلمون شده تعجب کردین
تعجب لازم نیست حقیقت داره که دین اسلام برترین و الهی ترین دین روی زمینه
من مایکل مور مستند ساز آمریکایی هستم(مرگ بر آمریکا...صلوات بر محمد)یک روز که داشتم توی قطب جنوب قدم می زدم ودر مورد ریدن به دول مستکبره و مستهجنه نقشه می کشیدم یهو یه سید خوش تیپ و با مرام از آسمان انزال شد...منو بگی خشکم زد...لباس فضانوردی قرمز پوشیده بود جوری که هیچ کس بهش شک نکنه...منو بااسم کوچیک صدا زد گفت میکائیل
گفتم بله آقا
گفت می دونی من چقدر ناراحت و غصه دار و محزونم
اومدم بگم به تخمم اما انگاراین کلمات تو دهنم نمی چرخید
انگار یه نیروی الهی این کلمات رو در دهنم چرخوند که به کیرم....اااه حوصله ندارم ببافم..گم شین بابا..همین





>

3
...از من به من... انتر ان ...گوز بدبو ...گه پررو ...جنده ی خر ...کیرت لا در ...تف تو روحت ...ان آقا ....ان آقا ....ان آقا ......بسه یا بازم بگم............



>

3
حقیقتا من اونور نشسته بودم...اون اینور



>

3
مهتاب رويايی

نمی دانم از کجا و چرا
ليک گويی که سالهاست می شناسمت
همدرديت
نجوای خيس نگاهت
و مرگ زمان
در لحظه های زنده ی مردن از برای هم...
...
و اين منم اکنون...
لبريز از نياز تو
سرشار از آرزوی رهاييت از هر چه درد
...
و اين تويی که می کوشی
که پنهان کنی درون آشکارت را
تا ستاره ام باشی...
...ای ماه من
من اينک تو را به خواب ترک می گويم
گرچه نمی خواهم از تو دور شوم ليک
مرا از ميان نور خود در اين شام تاريک
پرواز بده تا سقف آسمان های سرد
...آنگاه که لبريزم از رهاييت از هرچه درد
...
و باز اين تويی که می کوشی
که پنهان کنی درونت را
...که تا مرز درک همراهی کنی مرا...
مهتاب رويايی من....


ANATHEMA برگردان آزاد از ترانه مهتاب پاريسی از





3
...آره اینم یه نوعش
...یه روز هم گفت بیا بریم خونمون ...می خوام ازت عکس بگیرم ...منو برد توی کما ...ازتمام احساسات درد و دیدن باقی مونده بود ...یه نی انداخت توی وجودم ...هر از چند گاه خونم رو می ریخت توی قالب ...در فریزر رو باز می کرد قالب هارو در می آورد ...ویسکی سردش می چسبه ... هر وقت یخ دونیش خالی می شد میومد دوباره سراغ نی ما ...دیر دیر نه زود زود ...معلوم نبود چند تا نی احساسات شعرانش رو تغذیه می کردن ...صدای خنده هاش رو نمی شنیدم ولی میدیدم ...یه روز هم که دیگه طعم خون عفونیم مزه ی خوبی واسه ویسکیش نبود منواز کما درآورد ...قلبم رو کند چسبوند گوشه ی عکسی که از من گرفته بود ...بعد مدت ها صدایی شنیدم ..."جک به بازی من خوش اومدی"



3
ببخشید می خواستم برگردم بین سینه های مادرم کمی گریه کنم ازکدوم مسیر بهتره؟



3
خواهرم شب تا صبح همخوابه ی محمدرضا گلزاره
...ولی از سب تا شب گرفتار کابوس زندگیه



3
...من همیشه می گم آدما با دلخوشی های کوچیکشون زندگی می کنن



3
دوستان هفت سال از دوم خرداد مان گذشت....چه شد؟؟؟
سیکتیر بابا-



3
....رو از دست ندینLOST HIGHWAY



3
یه پسره هست توی ذهنم با یه شلوارک
بازیگر یکی ازین فیلمای قدیمیه
فک کنم پنج شش سالم بود که دیدمش
اونم همین حدود بود کودکی قهرمان فیلم بود در حال دست تکون دادن ،زمانی که قهرمان داشت می مرد
به شدت صحنه ی تاثیر گذاری بود(چون تا حالا اثرش مونده)و خب خلاصه ما محو زیبایی های پسرک(موهای بور و چتری دماخ کوچولوش) کلی عاشقش شدیم..و
وقتی فیلم تموم شد چون می دونستیم دیگه این فیلم رو نمی بینیم کلی گریه کردیم
....خاطره ای از سامثین 7 ساله از تهران



3
اگه بهت بگن زندگی رو تو یه کلمه فریاد بزن چی میگی؟
من به شخصه می گم گم شو حوصله ی این کسشر هارو ندارم

-.
-.
-.

3
این کاست اسکناس چیز جالبیه...اگه گوش ندادین گوش بدین....البته به کسایی که مشغول سیر سلوک در عرفان یا یافتن احساسات گم شده در دادن و یا در جستجوی معنی های خفن ناک هستن ...خب توصیه نمیشه



3
زندگی=خاک+آمونیاک

-.
-.
-.

3
خسته ام...خیلی خستم......یه دختر خوش صدا پیدا می شه بالاسرم یه آواز سکر آور بخونه؟؟؟

آره سرم رو بذارم رو پاهاش
مطمئن باشم زیر سرم خالی نمی شه
تو انعکاس صداش از سرما ذوب شم
برم تو نفهمی خالص...

دیگه چی بگم...

want some help
please myself...

-.
-...
-.
-.

3
عرق داری؟-
پول داری؟-
چهار لیترش چند میشه؟
9-
okگرون کردی ...-
میری به این آدرس...میگی علیرضا سلام رسونده وهماهنگه بعد اون انگشت اشارش رو به سوی یه جاده دراز می کنه...در نهایت جاده یه پیر مرد هندو نشسته داره نی می زنه...اول می کشیش بعد کوزه رو می دزدی توش یه چراغ جادو هست که خودش رو شبیه مار درآورده...آروم سرش رو لمس می کنی...یهو یه پیرزن به شکل غول ظاهر می شه.توافسانه ها اومده این بیوه ی همون پیر مردست که کشتیش بهت میگه: "سه تا آرزو بکن
اگه اولیش غلط باشه می کنمت بعدش می کشمت
اگه سومیش درست باشه یا مثل اولیش نباشه می کشمت بعد می کنمت ترتیبش هم همینه .دومی رو هم نمی پرسم...کیر شوهر مرحومم دهن آدم های فضول اگه از این دومرحله جون سالم به در بردی بعدش هر آرزویی داشتی بکن" فهمیدی؟
اه چه بحال اگه ودکا داری دوتا هم ودکا بده اینم پولش......- ok
هی هی خربزه
فردا می ریم عرق خوری ...کون همتون بسوزه
...شراب ملک ری خوریم...حالا نخوریم کی خوریم...

-.

3
خب حالا فرض کنیم من تمام لباس هام رو در آوردم روبروتون نشستم فکر میکنید چه اتفاق ادبی و فلسفی ویا خفنی روی میده
پف از بوگندم فرار می کنین عفونت هامو میشمارین..... برام دست میزنن...... برام زر میزنین........ میگین داداش هممون همین گهیم ها ها... میگید ماخفن تریم آره ..... دستتون رو میزارین رو شونه هام میگی خسته نباشی فردا بیا تیم ملی.....

نچ نچ
دیدی کلی توچت از عقاید ومرام یه نفر خوشتون می یاد و بعد یه عمر چت های عاشقانه و فیلسوفانه و خفن آسا در اولین دیدار قیافش اونقدر انه که....آره اونجوری... خب پس ازمن کس و از شما کس خنده

هور هور....

3
مطلع شدیم در چند روز گذشته تنی چند از مراجع بزرگ تقلید اسلام در لباس مبدل(جهت اجتناب از ریا)یکی از اتباع مستهجن آمریکایی را سر بریدند.مانیز به نوبه خود این مهم را ارج نهاده...با پایی پیاده...درعبور از دشت و جاده...کودکی ده ساله بودم...خنگ و احمق ...قاق و ساده...بادو پای چوبی خود ...میدویدم چون براوو...برمی گشتم سوی خانه...بعد چند سال حال و مستی...ناگهان ذرتی چپیدیم...توی یک سربازخانه...نام ما شد ارتش منجی عالم...دور گشتم من زخانه...توی یک کشور کیری...گرم و تخمی کلی آدم بود و دختر...آدمای احمق خر... دخترای بی خطر تر...آدما بهر شهادت ،اهل هرگونه حماقت...دخترا از عشق دادن،محض عشوه چس میدادن..فاز میداد کشتن و کردن ولیکن...حال نمی ده توی غربت با سر بریده مردن...زندگانی هست ریبا ...هست زیبا...هست زیبا

3
دیدی آدم خسته تر از اونه که برگرده و ببینه چقدر راه اومده.........!؟

3
نگاه خرگوش رو به آسمان بلند شد...لیک جواب آسمانی گرگ در برابر چشمانش بود

1. The Way
Forging the future from the timeless stone
Oh let me know how far I can go
Answering the questions thet no one ever asks
Float through the sea of madness
And face the everlasting task
So lonely to wander
So sad to be alone
In the mist of the unknown
Trying to fool myself with dreams that never come true
So hard to stand my ground
Never again will I fail


Will you tell me not to wait
Tell me to live for today

I will forget my pain
Since the stars have shone
The devil has shown me the way
...AMORPHIS...

3
به زودی لینک اندرون کلاب رو میذارم اینجا
اولین آهنگش آماده شده

no one seems to care anymore

3
خداونداف،قسم به شکاف شاف زیر ناف...دردراف رداف خلاف اهل زناف زیر لحاف به ما بسکاف
خداف:بگیر بخواف...کسشر مباف
ماف:اطاف راف داف

3
روی دیوار نوشته بود که اگر روحانیت نباشد هیچ کس نمی تواند اسلام را نگه دارد...خب راست میگه دیگه...فرض کن اگه چاه فاضلاب نبود.......!؟

3
البته خدای متشخص ما جایز الخطاست ونباید سخت گرفت ولی دو جا بد بی انصافی کرده
خلقت اعراب
قیافه ی بعضی از این دخترا

3
دین برای انسان یا انسان از آن دین
شنبه ،روز مقدس یهود،عیسی وشاگردانش در گذر از کشتزارها،دانه های گندم میخوردند. روحانیان یهود عیسی را تاختند که پیروانت نباید چنین کنند که برخلاف شریعت ماست که امروز روز استراحت است و نه کار
مسیح چنین پاسخ داد : مگر در تورات نخوانده اید آن زمان که ابیاتار کاهن اعظم بود داود ویارانش چون گرسنه بودند بر خانه خدا وارد شدند و نان مقدس را خوردند حال آنکه آن نان از کاهنان بود آیا آن کار برخلاف شریعت نبود.روز شنبه برای استراحت انسان به وجود آمده نه بالعکس من صاحب اختیار این روزم حق دارم بگویم مردم چه کنند و چه نکنند.کیرم تا خایه گاه به حلقومتان


کتاب مقدس-عهدجدید-مرقس....محض تفریح با کمی تحریف


من البته به کسشر های هیچ دینی اعتقاد ندارم و خب مرحله فحش دادن به دین و خدا رو هم مثل مرحله دینداری و خداپرستی با موفقیت پشت سر گذاشتم ولی این بند دو تا نکته جالب داره...همین

3
چقدر سخت و آسان گذشت
........ابری که نمی بارید
..............به همین کندی و همان تندی
.......

3
بعضی ها واقععععااااااااااااااننننننن... .......

3
به منا سبت وحدت دختر های هموطن سونی مذهب میتونن با تخم های آقا یو یو بازی کنن

3
اه ..واقعا حوصله نوشتن تمپلت به صورت رایگان رو ندارم.....حتی واسه خودم

3
به زودی شمایل این وبلاگ عوض می شه......فعلا خبری نیست

3
ببین کلا اندازه ی یکدهم کرم می فهمی
همین قدر که اگه ولت کردم بیفتی زمین

3
اه .......جای خالی یه دختر داره فضای زندگیم رو تنگ و گشاد تر می کنه

3
خب میدونین
بدترین چیز تو زندگی آدم می تونه این باشه که وقتی داری جلق می زنی پدر یا مادرت تشریف بیارن داخل اتاق و خب یه چیزایی سر در بیارن
....اه کیر تو این شانس

3
میدونی چیه؟ زنبیل روی دستام سنگینی می کنه؟
جغده میگه :کوچولو کجا میری؟
دو تا چشم سیاه گود افتاده و اشک های پاک و دماغ کوچولو و حتی تمام معصومیت یک بچه ی 7-8 ساله نمیتونه ترحم یک جغد پیر وخواب آلود رو جلب کنه.پس منم یه سنگ برمیدارم و به طرفش شلیک میکنم یهو از همه طرف صدا میاد :دستا بالا
FBI
شما به جرم خود کشی مقابل دوربین مخفی هستین . بعد همه به من میخندن . حتی خودم هم یه لبخند دموکراتیک میزنم ودر حالی که زنبیل رو از جلو روی دوربین مخفی ،میکنم.میرم یه گوشه سرزانوهامو پاره می کنم و وصله میزنم و مدتی خودمو واسه سگ مادر لوس می کنم بعد یهو بیل رو میبینم که با یه چاقوی خونی توی دستاش داره داد می زنه که کوچولو کجاست؟ من در میرم توی راه همه به من میگن که کوچولو کجا می ری؟ بعد یهو جلو ی دوربین مخفی زنبیل رو میبینم که سرش رو بریدن و در حالی که از گردنش خون به اطراف پرتاب میشه همه دارن بهش میخندن خود بیل هم با یه چاقوی خونی اون طرف تر داره لبخند دموکراتیک میزنه یهو دستش رو می بره پایین از تو جعبه سر بریده زنبیل رو میاره بالا و به همه نشون میده بعد هم خب سر بریده به همه نگاه می کنه شروع میکنه به قهقهه زدن.....همه به شکل دموکراتیک میخندن..همه بجز من که دارم میدوم دیگه هم کسی به من نمی گه کوچولو کجا میری؟ بیل هم منو نمی شناسه چون اون کوچولوی سابق نیستم ......ازروی دوربین بوی خوبی بلند میشه .هیچ کس هم جز خودم نمی دونه چرا؟ حتی اگه بدونه یا تصویرش رو ببینه بوش رو که نمی تونه بفهمه... مطمئنم آخر داستان آقا جغده از روی درخت می افته و میمیره...من میمونم دماغ عقابی و اشکهای الکلیم...

3
ببینم تو اصلا می دونی دیلدو ی موره ای چیه؟
می دونی چقدر از هر ماده مخدری خطرناکتره
می دونی تا 20 سال دیگه دنیا پر از دیلدو های موره ای می شه
می دونی اون موقع هر دختری برای پا دادن به هر پسری باید از لابراتوار موره ای مجوز بگیره
می دونی هر مرد پست پست مدرن اون عصر آرزو داره تنها دو ساعت دور از چشم دیلدو ها با سکینه خاتون 50 ساله در عصر سیخ و سنجاق تنها باشه
ببینم اصلا میدونی 1984
نگاهی انتقادی به شرکت های چندملیتی تولید انبوه دیلدو و ... ست یک کم چشمات رو باز کن و به مسائل سطحی نگاه نکن
برو اون دیلدو هم که قاطی اسباب بازی ها به سقف اتاق خواهر کوچولوت اویزونه بکن...
برو..

3
هیچ فکر کردی اگه یه پشه از زندگی انگلی بدش بیاد یعنی چی؟

3
پریشب خفن ترین تجربه جالب زندگیم بود

3
حسین میگه
انجماد مزمن،انتظارسرد

3
بیو گرفی بنده
از همان عنفوان کودکی جریان شعر را در رگ هایم احساس میکردم و در تهی ترین لحظات،مست از جام لبریز معنی بودم لیک خانواده ام از همان طفولیت طعم تلخ جبر را به من چشاندند و به راستی تلخی این خفقان در اشعار کودکی ام فریاد می کشد:
دودول من درازه......اسم بابام گرازه
مامان مثل پیازه......سینهء آبجی بازه
وبا رشد من زخم ها بازتر و باز تر می شد
دودول من مایوسه.......بابام خیلی دیوثه
مامان هنوز ملوسه.....دائم آبجیمو می بوسه
ناگاه خدا با تمام خداوندگاریش بر من ظاهر شد چونانکه درخت طور بر موسی
دودول من ، ایکاروس......خورشید نادونه لوس
فرشته های چاپلوس..........خدای غیر ملموس
وسپس عشق و تمام زخم های من از عشق است
دودول، مثل آوازه.......ممه هاش مثل جازه
به پرده ش هی می نازه.......ولی کونش ،دروازه
خسته ازعشق لگدی برآن زدم و فلسفه
دودول من سقراطه......ذهن من قاطه قاطه
همش فکر لواطه .....سقراط بی انضباطه
وحالا هم آزاد از هر چه مرگ و درد..
روی نیمکت چوبی.....بهت گفتم چه خوبی
بیا بخواب رو تختم.......بذار که واشه بختم
تا از تو بچه دار شم.....رو پستونات سوارشم
پاهات رو باز باز کن......چیزت رو بی حفاظ کن
توی فلوت کیرم ............بگوز که من میمیرم

3
آخرین تحلیل ارائه شده از سوی منابع آگاه در مورد دلیل حضور نظامیان آمریکایی در عراق یافتن و کشتن آخرین اختر پاک و تابناک آسمان امامت و ولایت امام زمان (عج)میباشد
در حقیقت جرج بوش شب خواب دید که از شرق مردی ظهور می کند که با شمشیر توشیشان(همان ذوالفقار خودمان) دودول او را بایک ضربه به ده قسمت مساوی تقسیم می کتدوزمانی که خواب را با کاندو لیزا رایس پیشگوی اعظم خود در میان گذاشت متوجه شد که تعبیر آن به این نحو است که آخرین معصوم(چهاردهمین)روزی خواهر او را می گاید. به این ترتیب جرج تصمیم گرفت اورا پیدا کند و نیز کون تمام زنان حامله عراقی را پاره کند(شاید این بار جواب داد) .الان هم به علت نامریی بودن مولایمان کون جرج بوش سوخته و گفته که اصلا واسه ی اینکه بعدا کم نیارم همه ی مسلمان ها را می کنم طی ماه های آینده رقابت سختی بین او رقیب بچه بازش کری برای سپوختن خار بنیادگرایان در جریان خواهد بود

3
اِه..چه باحال...اِه
یه پشم داره دور مدار دودولم سیر سلوک میکنه
چقدر درازه...
نکنه قضیه ی لوبیای سحرآمیزه.........چه باحاله که بهشت رو کیرت بنا بشه ...پشم سامثین ، حبل المتین

3
یه فالگیر بغدادی رو میشناسم اینقدر به کسشر هایی که میگه یقین داره که روبروش که می شینم انگار جلوی خدا نشستم
تصویرش از ذهنم بیرون نمی ره

3
زندگیم مثل یه موج سینوسیه
البته کمی میرایی هم داره

3
سیما منو گایید
کام نمی ده سگ پدر
به پیسی خوردم

3
تو این دنیا بر عکس او چیزی که به نظر می یاد اکثر پدیده ها بی دلیل هستن
و یا حدائقل دلیلشون یه چیز دیگس
فکر می کنم دلیل پدیده ی وبلاگ نویسی تخلیه ی روانی باشه

3
وبلاگم به شدت ابلهانه به نطر می یاد
خوبه مثله خودمه
اصلا مگه.....
...

3
خب وبلاگ ما هم متولد شد.
حالا چی بگم؟

3
درست کار می کنی یا نه؟

F U